عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

667

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

( و مقام متّقين را نائل شود ) . 932 من ساء خلقه ملهّ اهله : اهل بيت مرد بدخو از او بيزار مى گردند ( تا چه رسد به ديگران ) . 933 من استطال الى النّاس سلب القدرة هر كه بر مردم تعدّى و تجاوز روا دارد قدرت از وى سلب گردد . 934 من عفّ خفّ وزره و عظم عند اللّه قدره : هر كه پاكدامن باشد بار گناهش سبك است و نزد خداوند رتبه‌اش بزرگ است . 935 من جرى فى ميدان امله عثر باجله : هر كه در ميدان آرزويش بتازد با مرگ خود بسر در آيد . 936 من سعى لدار اقامته خلص عمله و كثر وجله : هر كه براى سراى ماندن و اقامتش بكوشد عملش را خالص گذارد و ترسش از خدا بسيار باشد . 937 من كثرت نعم اللّه عليه كثرت حوائج النّاس اليه : هر كه نعمتهاى خدا بر وى بسيار گردد نيازمنديهاى مردم بر وى بسيار گردد ( و او بايد با تمام قوا برفع نيازمنديهاى مردم بكوشد ) . 938 من زاد علمه على عقله كان و بالا عليه : هر كه علمش بر عقلش بچربد آن علم بر وى و بال و گرفتارى است ( چه بسيار از علما كه عقلشان كافى نبود و مليونها بشر را براى سالهاى بسيار بنده و بردهء اجانب ساختند و چه بسيار اشخاص عامى كه عاقل بودند ملل بزرگى را از خطرات نجات دادند پس اين فرمايش حضرت يكى از بزرگترين حكمتها بلكه در شمار معجزات است ) . 939 من كثر حرصه كثر شقائه : هر كه حرصش بيشتر بدبختيش بيشتر است . 940 من كثر مناه طال عناؤه : هر كه آرزويش بيش رنجش درازتر است . 941 من صوّر الموت بين عينيه هان امر الدّنيا عليه : هر كه مرگ را بين دو چشمش مجسّم سازد كار جهان بر وى آسان گردد . 942 من كرم دينه عنده هانت الدّنيا عليه هر كه دينش پيشش گرامى باشد دنيا ( با همه سختيها ) بر وى آسان باشد . 943 من ظلم نفسه كان لغيره اظلم : هر كه بر خود ستم كند البتهّ بر ديگرى ستمكارتر است . 944 من اشتغل به غير المهمّ ضيّع الأهمّ : هر كه بكارى